نام خداوند بخشنده ومهربان صبح زود ساعت 5:30 از میدان رسالت حرکت آغاز گردید و در ساعت 7:30 به روستای آبنیک رسیدیم خودرو ها را در میدان روستا پارک نموده وبسوی دشت آبنیک حرکت کردیم از کنار رودخانه ازسنفونی زیبایی رودخانه و پرندگان آوازه خوان لذت میبریم هوا بسیار خنک میباشد و هنوز آفتاب از بلندای کوهها به پایین نیامده است. انتهای جاده خاکی ماشین رو از روی رودخانه عبور کرده وبسوی ارتفاعات حرکت میکنیم متاسفانه به علت ساخت وساز های بی رویه که در این منطقه زیبا رخ داده و با بودن جاده موقعیتی برای افراد فرصت طلب پدید آمده که با خودرو ها ی شخصی به ا نتهای دره زیبا آمده ومنطقه را بعد از رسیدن به کام خود به شدت آلوده مینمایند .متاسفانه ظروف پلاستیکی وشیشه ای وفلزی را بعد اذ استفاده ظرف خالی آنرا در طبیعت پرتاب میکنند این بی خردان که بصورت جمعیتی هجوم میاورند تنها چیزی که برایشان اهمیت ندارد همان طبیعت زیبایی است که میزبان آنها میباشد اینان که دارای شعوری کمتر از انی مالز هستند تمام منطقه را آلوده میکنند حتی خودرو هایشات را در رودخانه ای آبنیک تاکید میکنم در رودخانه ای آبنیک با کف و تاید میشویند آنها در رودخانه حتی به کارهای زشت مبادرت میورزند کاری که حتی کمتر حیوانی بطور غریزی انجام میدهد ... متاسفانه هیچ یک از مسولین بومی ومحلی حال و حوصله ای رسیدگی با این امور را ندارند .... با د لی درد ناک از دیدن صحنه های اطراف این زباله سازان که با حدود 6 خودرو شب را انجا بودن عبور میکنیم تا ساعتی بعد گروه های دیگر از این زباله سازان از راه میرسند. به راهمان ادامه میدهیم وبطرف ارتفا عات حرکت مینمایم از انتهای دره بطرف گردنه جان ستان اوج میگریم . بچه ها با قدرت پیش میروند ساعت 8:20 بالای گردنه میرسیم ونگاهی به هیبت آسمانی قله ای جان ستان میاندازیم بطرف کف دره میرویم وکنار رودخانه زیر سایه تک درختی زیبا سفره صبحانه را پهن مینمایم. هر کسی خوبی هایش را در سفره قرار میدهد ودعای سفره را میخوانیم وسپس خدمت صبحانه میرسیم . هلیای عزیز به کمک خانم دکتر املت را می پزند و بعد از صرف صبحانه خوب وکامل به دو گروه تقسیم میشویم .عده ای از دوستان که قصد برگشت زودتر رادارند می مانند وما در یک گروه 4 نفره بطرف قله گام برمی داریم ساعت 9:30 میباشد... از کنار گوسفند سرای بالای رودخانه یال اول را سوار شده وبه یاری پروردگار برای صعود قله ای بلند ودور دست جان ستان اوج میگیریم .شیب های ابتدای راه کمی تند مباشند و شیب های بعدی تند تر وشیبهای بعد نیز تند تر وما کم کم ارتفاع میگیریم در مسیر دو محوطه صاف و خوب مانند دشت در ارتفاعات برخورد کردیم که برای شب مانی بسیار جای زیبایست ... تعدادی پرنده ای دلیجه بالای سرمان مشغول به هنر نمایی میباشند و پرواز زیبایی را به نمایش میگذارند ...کم کم به خط الراس نزدیک میشویم یکی از دوستان مجبور به استراحت میشود با دو نفراز دوستان خوبم که واقعا به من اثبات کردن که انگیزه قوی تر از بنیه جسمی است بطرف قله مسیر را ادامه میدهیم بلاخره به خط رالرس میرسیم از دور دو کوهنورد که از صعود قله باز میگردن برخورد میکنیم و گپی میزنیم چند یال سنگین را با سختی عبور میکنیم به برج سنگی رسیدیم ما هم سنگی کنار انها میگذاریم و دوباره ادامه راه بلاخره ساعت 14:15 به قلعه بلند جان ستان رسیدیم کمی تنقلات میخوریم وعکس میندازیم وبعد از کمی استراحت بعلت وقت کم باز میگردیم وقتی دور تا ور را میبینی قلل بسیاری دیده میشود که انشاالله یکی یکی آنها را صعود خواهیم کرد ...مسیر برگشت را از راهی شن اسکی تغییر دادیم واز بالای غار بیوک آقا سر در آوردیم و از بالای چشمه بطرف پایین باز میگردیم به گردنه رسیدیم کمی استراحت کردیم بچه ها باور نمیکن که ما جان ستان را صعود کردهایم بلاخره ساعت حدود 17 به روستا باز میگردیم و بعد از خرید ماست و دل وجیگر تازه حرکت مینمایم اللهی شکر اقای رضازاده آقای سیفی .آقای نهاوندیان .خانم هلیا .خانم مژگان .خواهران ملا زاده و محبوبه خانم در این برنامه شرکت داشتند .این صعود خوب را به تمام اعضا گروه کوهنوردی ره ا تبریک میگویم